گزارش ویژه | فرهنگ در حاشیه؛ وقتی اداره ارشاد بهارستان با دست خالی مأموریت بزرگ فرهنگی را دنبال میکند
گزارش ویژه | فرهنگ در حاشیه؛ وقتی اداره ارشاد بهارستان با دست خالی مأموریت بزرگ فرهنگی را دنبال میکند
از یک اداره نوپا تا امروز؛ بهارستان و نهادی که قرار بود محور سیاستگذاری فرهنگی باشد
نویسنده ل.الف) شهرستان بهارستان با سه شهر مهم نسیمشهر، گلستان و صالحیه و جمعیتی که طی سالهای اخیر بهطور قابل توجهی افزایش یافته، یکی از مناطق پرجمعیت و متراکم غرب استان تهران است. این شهرستان در اواخر سال ۱۳۸۹ با انتزاع بخشهای گلستان و بوستان از شهرستان رباطکریم به شهرستان مستقل ارتقا یافت و پس از آن، ضرورت تشکیل و تقویت ساختارهای اداری، اجتماعی و فرهنگی آن بیش از پیش مطرح شد. (ویکیجو | دانشنامه آزاد پارسی)
در همین مسیر، اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان بهارستان فعالیت خود را آغاز کرد. اسناد و گزارشهای منتشرشده از سوی مجموعه ارشاد بهارستان نشان میدهد که این اداره دستکم از سال ۱۳۹۱ بهصورت رسمی فعال بوده و در همان دوره، مسئولان آن از «نوپا بودن» اداره و نیاز به همکاری سایر دستگاهها سخن گفتهاند. (اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی بهارستان)
در سالهای ابتدایی، اقداماتی نظیر تجهیز محل اداره، راهاندازی انجمن خوشنویسان، فعالیت انجمن هنرهای نمایشی، برگزاری شبهای شعر، نمایشگاههای هنری، برنامههای قرآنی و فرهنگی، ساماندهی کانونهای فرهنگی و هنری و پیگیری ایجاد زیرساختهایی مانند سینما و مراکز فرهنگی در دستور کار قرار گرفت. (اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی بهارستان)
حتی در سال ۱۳۹۸ نیز با پیگیری اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی بهارستان و همراهی اداره کل، نمایندگی انجمن سینمای جوانان در شهرستان آغاز به کار کرد؛ اقدامی که نشان میداد بهارستان، با وجود محدودیتها، از ظرفیتهای فرهنگی و هنری قابل توجهی برخوردار است. (پایگاه خبری تحلیلی اخبارشهرستان بهارستان)
اما پرسش امروز این است:
ادارهای که قرار بود یکی از محورهای ساماندهی، حمایت و هدایت فعالیتهای فرهنگی و هنری شهرستان باشد، اکنون خود با چه مشکلاتی دست و پنجه نرم میکند؟
۱. فرهنگ با بودجه اداره نمیشود یا بودجهای برای فرهنگ وجود ندارد؟
نخستین و شاید مهمترین مسئله، فقدان اعتبار و بودجه متناسب با گستره مأموریتهای اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان بهارستان است.
بر اساس اطلاعات و شنیدههای مطرحشده از وضعیت اعتبارات، گفته میشود میزان بودجهای که برای فعالیتهای فرهنگی این شهرستان در نظر گرفته شده، به هیچ وجه تناسبی با جمعیت، وسعت فعالیتها و ظرفیتهای فرهنگی منطقه ندارد.
در این میان، رقمی در حدود ۱۷ میلیون تومان برای جمعیتی که بنا بر برآوردهای محلی اکنون به حدود ۸۰۰ هزار نفر نزدیک شده است نیز مطرح شده است؛ رقمی که در صورت صحت و انتساب به کل اعتبارات عملیاتی فرهنگی، پرسشهای جدی درباره نحوه توزیع منابع فرهنگی و میزان توجه به بهارستان ایجاد میکند.
طبیعی است که چنین رقمی باید بهصورت رسمی و شفاف از سوی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان تهران و مسئولان ذیربط توضیح داده شود؛ زیرا مشخص نیست این مبلغ مربوط به چه ردیف، چه دوره زمانی و چه نوع هزینهای بوده است.
اما حتی صرف طرح چنین مسئلهای، یک واقعیت مهم را یادآوری میکند:
آیا ساختار بودجهای موجود، پاسخگوی نیازهای فرهنگی یکی از پرجمعیتترین مناطق غرب استان تهران هست یا خیر؟
۲. بودجههای فرهنگی شهرداریها؛ سه شهر و سه سیاست جداگانه؟
یکی دیگر از چالشهای جدی، نحوه هزینهکرد اعتبارات فرهنگی در سه شهرداری نسیمشهر، گلستان و صالحیه است.
شهرداریها طبق وظایف قانونی و مدیریت شهری خود دارای بخشها و ردیفهایی برای فعالیتهای اجتماعی و فرهنگی هستند؛ اما مسئلهای که در بهارستان مطرح میشود، فقدان یک سیاستگذاری منسجم و هماهنگی مؤثر در سطح شهرستان است.
منتقدان معتقدند هر یک از شهرداریها برنامهها و اعتبارات فرهنگی خود را بهصورت مستقل هزینه میکنند، بدون آنکه سازوکار مشخص و پایداری برای هماهنگی با اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی، انجمنهای هنری، فعالان فرهنگی و اولویتهای کلان فرهنگی شهرستان وجود داشته باشد.
نتیجه چه میشود؟
ممکن است در یک شهر برنامهای اجرا شود که مشابه آن، با بودجهای دیگر در شهر مجاور تکرار شده باشد؛ در حالی که برخی نیازهای اساسی فرهنگی، هنری و آموزشی در سطح شهرستان همچنان بدون متولی و اعتبار باقی بماند.
مسئله این نیست که بودجه فرهنگی شهرداریها باید در اختیار اداره ارشاد قرار گیرد؛ بلکه مطالبه اصلی میتواند این باشد که:
چرا برای یک شهرستان واحد، سازوکار مشترک سیاستگذاری، همافزایی و جلوگیری از موازیکاری وجود ندارد؟
اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی باید در چنین ساختاری، دستکم بهعنوان یکی از بازیگران اصلی هدایت، مشورت تخصصی، هماهنگی و ارزیابی فرهنگی دیده شود؛ نه اینکه فعالیت فرهنگی سه شهر در سه مسیر مستقل حرکت کند و سهم دستگاه تخصصی فرهنگ در تصمیمسازیها کمرنگ باشد.
۳. سرنوشت نامعلوم اعتبار سه میلیارد تومانی
موضوع دیگری که نیازمند پاسخگویی شفاف است، اعتبار سه میلیارد تومانی است که گفته میشود برای اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان بهارستان پیگیری یا تخصیص یافته بود.
بر اساس اطلاعات مطرحشده، این اعتبار با پیگیری نماینده مردم در مجلس شورای اسلامی برای حوزه فرهنگی شهرستان در نظر گرفته شده بود؛ اما به دلیل شرایط و تحولات ناشی از جنگ، فرایند جذب یا تخصیص آن با ابهام مواجه شده است.
اکنون چند سؤال اساسی مطرح است:
- آیا این اعتبار رسماً تخصیص یافته بود یا صرفاً در مرحله مصوبه و پیگیری قرار داشت؟
- دستگاه یا نهاد تأمینکننده اعتبار چه بوده است؟
- آیا وجهی به حساب دستگاه اجرایی واریز شده است؟
- علت جذبنشدن یا هزینهنشدن آن چه بوده است؟
- آیا اعتبار مذکور همچنان قابل پیگیری و جذب است یا به خزانه بازگشته است؟
- مسئول پیگیری نهایی سرنوشت این اعتبار چه نهادی است؟
سه میلیارد تومان در شرایطی که اداره ارشاد شهرستان با کمبود بودجه، نیروی انسانی و زیرساخت روبهروست، رقم کوچکی برای یک اداره شهرستانی نیست.
اگر چنین اعتباری واقعاً وجود داشته و هنوز تعیین تکلیف نشده است، مردم و جامعه فرهنگی بهارستان حق دارند بدانند:
سه میلیارد تومان فرهنگ بهارستان اکنون کجاست؟
۴. انتقال نیرو؛ وقتی ادارهای کمتوانتر از قبل میشود
یکی دیگر از مشکلات مطرحشده، وضعیت نیروی انسانی اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی بهارستان است.
بر اساس اطلاعات موجود، تعدادی از نیروهای فعال یا مورد نیاز این اداره در دورههایی جابهجا شدهاند؛ بدون آنکه جایگزین متناسب با نیازهای شهرستان برای آنان تأمین شود.
نتیجه این وضعیت روشن است:
ادارهای که باید همزمان پاسخگوی مطالبات هنرمندان، اصحاب رسانه، مؤسسات فرهنگی، فعالان قرآنی، انجمنهای هنری، برنامههای مناسبتی، مسائل مربوط به کتاب و نشر، سینما، هنرهای نمایشی و دهها حوزه دیگر باشد، با نیروی انسانی محدود چگونه میتواند مأموریت گسترده خود را انجام دهد؟
این مسئله باید از سوی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان تهران مورد بررسی قرار گیرد.
آیا جابهجایی نیروها بر اساس نیاز واقعی شهرستان انجام شده یا بهارستان در تقسیم نیروی انسانی استان در اولویت قرار نداشته است؟
۵. ساختمانی که خود نیازمند رسیدگی است
فضای فیزیکی یک اداره فرهنگی، صرفاً محل استقرار چند کارمند نیست؛ این ساختمان باید محل مراجعه هنرمندان، نویسندگان، خبرنگاران، فعالان فرهنگی، انجمنها و گروههای مردمی باشد.
با این حال، بر اساس مشاهدات و گزارشهای مطرحشده، فضای داخلی و پیرامونی اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی بهارستان با مشکلاتی مواجه است و نبود اعتبار و نیروی کافی، امکان رسیدگی مطلوب به محیط اداری و فضای سبز اطراف آن را محدود کرده است.
فضای سبزی که میتواند بخشی از هویت محیط فرهنگی اداره باشد، بنا بر گزارشهای موجود نیازمند رسیدگی و احیاست.
این در حالی است که در سالهای ابتدایی تأسیس اداره، تجهیز ساختمان، بهسازی محیط و آمادهسازی فضاهای فرهنگی از جمله اقدامات مورد توجه مجموعه ارشاد بهارستان بود. (اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی بهارستان)
اکنون این پرسش مطرح است:
چرا ادارهای که باید نماد توجه به فرهنگ و هنر در شهرستان باشد، خود از حداقل امکانات لازم برای نگهداری محیط پیرامونی برخوردار نیست؟
۶. هندوانهفروشی مقابل اداره ارشاد؛ یک بساط یا یک نماد؟
شاید در نگاه نخست، حضور یک بساط هندوانهفروشی مقابل ورودی اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی موضوع مهمی به نظر نرسد.
اما وقتی این مسئله بارها مورد اعتراض قرار گرفته و همچنان حل نشده است، دیگر صرفاً یک دستفروشی ساده نیست؛ بلکه به نمادی از ناتوانی در ساماندهی ابتدایی محیط پیرامون یک مرکز فرهنگی دولتی تبدیل میشود.
موضوع اصلی برخورد با دستفروش یا کسبوکار خرد نیست. مسئله این است که آیا محل استقرار، مجوز و وضعیت این فعالیت مشخص است و آیا دستگاههای مسئول شهری برای ساماندهی محیط ورودی یک اداره دولتی فرهنگی برنامهای دارند یا خیر؟
اگر این موضوع سالها مورد اعتراض بوده و همچنان بلاتکلیف مانده، لازم است شهرداری و دستگاههای مسئول بهطور رسمی توضیح دهند که مسئولیت ساماندهی این محدوده بر عهده چه نهادی است.
۷. تبلیغات شهری؛ فرهنگ یا صرفاً منبع درآمد؟
یکی از مهمترین موضوعاتی که نیازمند بررسی دقیقتر است، وضعیت تابلوها و تبلیغات محیطی در شهرهای بهارستان است.
بر اساس انتقادهای مطرحشده، شهرداریها مدیریت بخشی از ظرفیتهای تبلیغات محیطی را به پیمانکاران واگذار کردهاند و نگرانیهایی درباره میزان نظارت فرهنگی و محتوایی بر پیامهای تبلیغاتی سطح شهر وجود دارد.
باید میان دو موضوع تفکیک شود:
نخست؛ مالکیت و مدیریت سازههای تبلیغاتی شهری که میتواند در حوزه اختیارات شهرداریها باشد.
دوم؛ نظارت بر محتوا و رعایت ضوابط فرهنگی و قانونی که نمیتواند صرفاً به نگاه اقتصادی و درآمدزایی محدود شود.
اگر سازههای تبلیغاتی شهری تنها به یک منبع درآمد تبدیل شوند و سازوکار روشن، تخصصی و قابل نظارتی برای بررسی محتوا وجود نداشته باشد، شهر به مرور از یک فضای دارای هویت فرهنگی به مجموعهای از تابلوهای تجاری تبدیل خواهد شد.
مطالبه مشخص در این بخش این نیست که تمام اختیارات تبلیغات شهری به اداره ارشاد واگذار شود؛ بلکه باید روشن شود:
- مرجع بررسی محتوای تبلیغات شهری چیست؟
- چه دستورالعملی برای تبلیغات فرهنگی، تجاری و اجتماعی وجود دارد؟
- آیا پیش از اکران، سازوکاری برای بررسی محتوا پیشبینی شده است؟
- نقش اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی در سیاستگذاری یا نظارت تخصصی کجاست؟
- قراردادهای واگذاری تبلیغات محیطی چه میزان درآمد ایجاد میکنند و سهم برنامههای فرهنگی شهر از این درآمد چقدر است؟
اداره ارشاد؛ دستگاه برگزارکننده مراسم یا اتاق فکر فرهنگ شهرستان؟
یکی از آسیبهای جدی در نگاه مدیریتی به فرهنگ این است که گاهی وظیفه اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی به برگزاری مراسم، جشنواره و برنامههای مناسبتی تقلیل پیدا میکند.
در حالی که یک اداره فرهنگی در شهرستانی مانند بهارستان باید بتواند نقشی فراتر از «برگزارکننده مراسم» داشته باشد.
این اداره باید بتواند:
- ظرفیتهای فرهنگی و هنری شهرستان را شناسایی کند؛
- انجمنها و تشکلهای فرهنگی و هنری را تقویت کند؛
- از اصحاب فرهنگ، هنر و رسانه حمایت کند؛
- برای آسیبهای فرهنگی منطقه برنامه داشته باشد؛
- میان شهرداریها، فرمانداری، آموزش و پرورش، مساجد، دانشگاهها و مجموعههای مردمی هماهنگی ایجاد کند؛
- برای تبلیغات و فضای فرهنگی شهر نقش مشورتی و تخصصی ایفا کند؛
- از موازیکاری و هدررفت اعتبارات جلوگیری کند.
تجربه سالهای ابتدایی فعالیت اداره ارشاد بهارستان نیز نشان میدهد که این مجموعه از ابتدا با رویکرد ساماندهی انجمنها، فعالان هنری، کانونهای فرهنگی و برنامههای شهرستانی شکل گرفت. (اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی بهارستان)
اما امروز این سؤال جدی مطرح است:
آیا بهارستان برای فرهنگ خود یک سیاست واحد دارد؟
اگر پاسخ منفی است، حتی افزایش بودجه نیز ممکن است تنها به افزایش تعداد برنامههای پراکنده منجر شود.
مطالبه مأمن؛ تشکیل «ستاد یا شورای هماهنگی فرهنگی شهرستان بهارستان»
به نظر میرسد یکی از راهکارهای عملی برای خروج از وضعیت فعلی، ایجاد یک سازوکار رسمی و مستمر برای هماهنگی فرهنگی در سطح شهرستان باشد.
این ساختار میتواند با حضور و مشارکت:
- فرمانداری بهارستان؛
- اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی؛
- شهرداریهای نسیمشهر، گلستان و صالحیه؛
- شوراهای اسلامی شهر؛
- آموزش و پرورش؛
- فعالان فرهنگی و هنری؛
- اصحاب رسانه؛
- نمایندگان انجمنها و تشکلهای فرهنگی؛
تشکیل شود.
هدف چنین ساختاری نباید ایجاد یک جلسه تشریفاتی دیگر باشد.
بلکه باید وظیفه آن مشخص باشد:
تدوین نقشه راه فرهنگی شهرستان، تعیین اولویتها، جلوگیری از موازیکاری، همافزایی اعتبارات و ارزیابی نتایج.
چند سؤال مشخص که نیازمند پاسخ رسمی است
اکنون توپ در زمین دستگاههای مسئول است:
۱. اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان تهران چه میزان اعتبار برای اداره ارشاد بهارستان در سال جاری اختصاص داده است؟
۲. تعداد نیروهای مصوب و تعداد نیروهای شاغل فعلی این اداره چقدر است؟
۳. چه نیروهایی از این اداره منتقل شدهاند و آیا نیروی جایگزین برای آنان تأمین شده است؟
۴. سرنوشت اعتبار سه میلیارد تومانی مطرحشده برای بخش فرهنگ شهرستان چیست؟
۵. رقم ۱۷ میلیون تومان که درباره بودجه فرهنگی بهارستان مطرح شده، دقیقاً مربوط به چه ردیف و چه دورهای است؟
۶. سه شهرداری شهرستان چه میزان از بودجه سالانه خود را به فعالیتهای فرهنگی اختصاص دادهاند و این اعتبارات در چه حوزههایی هزینه شده است؟
۷. چه سازوکاری برای هماهنگی میان بودجههای فرهنگی شهرداریها و برنامههای اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی وجود دارد؟
۸. چه نهادی مسئول رسیدگی به وضعیت محیط پیرامونی اداره ارشاد و ساماندهی فعالیتهای مستقر مقابل ورودی آن است؟
۹. سازوکار نظارت بر محتوای تبلیغات محیطی در نسیمشهر، گلستان و صالحیه چیست؟
جمعبندی؛ فرهنگ بهارستان نباید در حاشیه بماند
مسئله اصلی، دفاع از یک اداره یا یک مدیر نیست.
مسئله، جایگاه فرهنگ در شهرستان بهارستان است.
وقتی دستگاه تخصصی فرهنگ با کمبود بودجه و نیروی انسانی روبهرو باشد، وقتی اعتبارات فرهنگی شهرها بدون یک نقشه راه مشترک هزینه شوند، وقتی سرنوشت یک اعتبار چند میلیارد تومانی روشن نباشد، وقتی ساختمان یک اداره فرهنگی خود نیازمند رسیدگی باشد و وقتی نقش تخصصی نهاد فرهنگی در تصمیمسازیهای شهرستان کمرنگ شود، طبیعی است که خروجی فرهنگی شهرستان نیز پراکنده، مقطعی و کماثر خواهد بود.
بهارستان با جمعیت گسترده، جوانان فراوان، هنرمندان، نویسندگان، خبرنگاران، فعالان قرآنی و ظرفیتهای متعدد فرهنگی، نمیتواند با نگاه حداقلی اداره شود.
فرهنگ هزینه نیست؛ سرمایهگذاری برای آینده شهرستان است.
اکنون انتظار میرود فرمانداری بهارستان، اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان تهران، نماینده مجلس و شهرداریهای نسیمشهر، گلستان و صالحیه، درباره وضعیت اعتبارات، نیروی انسانی، زیرساختها و سازوکار سیاستگذاری فرهنگی شهرستان، گزارشی شفاف و قابل ارزیابی ارائه کنند.
سؤال روشن است:
بهارستان با این همه جمعیت و ظرفیت فرهنگی، دقیقاً چه سهمی از بودجه، نیروی انسانی و سیاستگذاری فرهنگی دارد؟
و مهمتر از آن:
چه کسی مسئول پاسخگویی درباره آینده فرهنگ در این شهرستان است؟
اگر بخواهید، میتوانم همین گزارش را در مرحله بعد به یک نسخه بسیار تیزتر و افشاگرانه برای صفحه اول هفتهنامه مأمن تبدیل کنم یا یک نسخه حقوقی و مطالبهگر با ادبیات کمریسک از نظر شکایت و افترا تنظیم کنم.