مرد همیشه متهم
«مرد همیشه متهم»
«مرد همیشه متهم»
در هر جامعهای، انسانهایی هستند که آرامش را نه در سکوت، بلکه در طرح پرسش مییابند. آنان آسایش خود را با مطالبهگری معاوضه میکنند و بهای این انتخاب را نیز میپردازند؛ گاه با حملههای لفظی، گاه با پروندههای قضایی و گاه با هزینههایی که سالها بر زندگی شخصی و خانوادهشان سایه میاندازد.
در اسلامشهر، اگر قرار باشد چنین شخصیتی را نام ببریم، یکی از نامهایی که به ذهن میرسد محمدتقی فاضلی است؛ روزنامهنگار، فعال رسانهای، برنامهساز پیشین صدا و سیما، مدیر رسانه «اصحاب رسانه» و کوهنوردی که صعود به ارتفاعات را با صعود از شیبهای تند مطالبهگری درهم آمیخته است.
شاید مناسبترین عنوان برای او، «مرد همیشه متهم» باشد.
نه به این دلیل که همواره در جایگاه اتهام قرار گرفته، بلکه از آن رو که هر بار تیغ نقدش متوجه بخشی از مدیریت شهری، اداری یا اجرایی شده، خود نیز به بخشی از ماجرا تبدیل شده است. گویی سرنوشت او چنین رقم خورده که هر مطالبه، پروندهای تازه و هر افشاگری، موجی از واکنشها را در پی داشته باشد.
سبک نگارش و بیان او، امضای شخصی اوست. نقدهایش اغلب با طنزی تلخ، کنایههایی گزنده و زبانی صریح همراه است؛ زبانی که گاهی لبخند بر لب مخاطب میآورد و گاهی مسئولان را به تأملی ناخواسته وامیدارد. او مسائل را چنان روایت میکند که بسیاری از شهروندان، دردهای ناگفته خود را در نوشتههایش پیدا میکنند. شاید همین ویژگی است که سبب شده مخاطبانش به نوشتههای او اعتماد کنند و آنها را بازتابی از دغدغههای واقعی جامعه بدانند.
اما شخصیتهای رسانهای مستقل، معمولاً زندگی سادهای ندارند. استقلال، هزینه دارد. کسی که مرزهای نقد را به مصلحتهای روزمره گره نزند، ناگزیر فشارهای بیشتری را تحمل میکند. در طول سالهای فعالیت، پیگیریهای قضایی، فشارهای روانی، محدودیتهای شغلی و خسارتهای مالی، تنها متوجه خود او نبوده، بلکه خانوادهاش نیز سهمی از این دشواریها بردهاند؛ هزینهای که کمتر دیده میشود، اما واقعی است.
در کنار همه تواناییها، شاید بتوان از یک نقطه آسیب نیز سخن گفت؛ نه به عنوان یک ضعف شخصیتی، بلکه به عنوان واقعیتی که بسیاری از فعالان رسانهای مستقل با آن روبهرو هستند. رسانه مستقل، زمانی بیشترین قدرت را دارد که از امنیت حرفهای و اقتصادی نیز برخوردار باشد. هنگامی که دغدغههای معیشتی بر زندگی سایه میاندازد، ناخواسته دامنه انتخابها محدودتر میشود و گاه برخی اولویتها، نه از سر باور، بلکه از سر ملاحظاتی شکل میگیرند که شرایط زندگی بر انسان تحمیل میکند. این، بیش از آنکه نقد یک فرد باشد، نقد ساختاری است که هنوز نتوانسته امنیت حرفهای و استقلال اقتصادی خبرنگاران و مطالبهگران را تضمین کند.
با این همه، محمدتقی فاضلی را نمیتوان تنها در قاب یک خبرنگار یا مدیر رسانه خلاصه کرد. او شخصیتی چندوجهی است؛ در ارتباط با مردم، صمیمی، خوشبرخورد و شوخطبع؛ در میدان نقد، بیپرده و صریح؛ در پیگیری مطالبات، خستگیناپذیر و گاه آنقدر شتابزده که همین شتاب، برایش دردسرهایی آفریده است. اما حتی منتقدانش نیز به سختی میتوانند انکار کنند که انگیزه اصلی او، حساسیت نسبت به مسائل عمومی و دغدغهمندی برای شهر و مردم است.
جامعه بیش از هر زمان دیگری به چنین صداهایی نیاز دارد؛ صداهایی که با رعایت انصاف، اخلاق حرفهای و پایبندی به حقیقت، آینهای در برابر مدیران باشند. نقد مسئولانه، دشمن مدیریت نیست؛ بلکه یکی از مهمترین ابزارهای اصلاح مدیریت است. مدیران آیندهنگر، منتقدان دلسوز را تهدید نمیبینند، بلکه آنان را فرصتی برای دیدن آن بخش از واقعیت میدانند که گاه از پشت میزهای مدیریتی پنهان میماند.
شاید وقت آن رسیده باشد که به جای ساختن «مردان همیشه متهم»، زمینهای فراهم کنیم تا خبرنگاران و فعالان رسانهای مستقل، بدون دغدغههای فرساینده و بدون پرداخت هزینههای غیرضروری، تنها به رسالت حرفهای خود بیندیشند؛ رسالتی که اگر درست انجام شود، نه تنها به سود مردم، بلکه به سود مدیرانی است که خواهان حکمرانی بهتر، شفافتر و پاسخگوتر هستند.
زیرا در نهایت، جامعهای که صدای منتقدان دلسوز خود را خاموش کند، دیر یا زود ناچار خواهد شد هزینه سنگین سکوت را بپردازد.
✍ داود بیات سرمدی
🔻رسانه تخصصی محیط زیست و مدیریت شهری