بهارستان, جهان

آگاهی مردم؛ سرمایه ملی و معیار مسئولیت‌پذیری مدیران

نوید خادم؛ در تحولات اخیر، آن‌چه بیش از هر عامل دیگری به چشم آمد، نقش تعیین‌کننده‌ی آگاهی عمومی بود. جامعه‌ای که تجربه تاریخی، شناخت رسانه‌ای و تحلیل سیاسی دارد، به‌سادگی تحت تأثیر شایعه، عملیات روانی و پروژه‌های تفرقه‌افکنانه قرار نمی‌گیرد. این سطح از هوشیاری، حاصل سال‌ها مواجهه‌ی مردم با فراز و فرودهای اجتماعی و سیاسی است و امروز به یک سرمایه ملی تبدیل شده است.

با این حال، آگاهی مردم تنها یک سپر دفاعی در برابر تهدیدهای بیرونی نیست؛ بلکه یک ابزار نظارتی در برابر کاستی‌های درونی نیز محسوب می‌شود. جامعه‌ی آگاه، صرفاً حامی نیست؛ مطالبه‌گر است. چنین جامعه‌ای از مدیران شفافیت، کارآمدی و پاسخ‌گویی می‌خواهد و اجازه نمی‌دهد ضعف مدیریتی پشت عنوان «شرایط خاص» یا «تهدید خارجی» پنهان شود.

در واقع هرچه سطح فهم و مشارکت اجتماعی بالاتر می‌رود، دایره‌ی مسئولیت مدیران نیز گسترده‌تر می‌شود. دیگر نمی‌توان بر ناآگاهی عمومی تکیه کرد یا مطالبات را به تأخیر انداخت. مردم امروز می‌بینند، مقایسه می‌کنند و نتیجه می‌خواهند.

بنابراین، آگاهی عمومی دو کارکرد هم‌زمان دارد:
از یک‌سو مانع تحقق پروژه‌های ناامن‌ساز و تفرقه‌آمیز می‌شود و از سوی دیگر، مدیران را به سمت شفافیت، نظم اداری و عدالت در تصمیم‌گیری سوق می‌دهد. آینده‌ی پایدار زمانی شکل می‌گیرد که این دو ضلع، یعنی مردم آگاه و مدیریت پاسخ‌گو، در کنار یکدیگر قرار گیرند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *