پرطرفدار (ترند), روایت برتر خبر

نویسنده «داروکان»: می‌خواهم روایت‌های کمتر دیده‌شده ایران را به نسل امروز و جهان معرفی کنم

نویسنده «داروکان»: می‌خواهم روایت‌های کمتر دیده‌شده ایران را به نسل امروز و جهان معرفی کنم

عبدالجبار رئیسی، نویسنده با تأکید بر اینکه نوشتن برای او راهی برای احساس زنده بودن، اثرگذاری و توانمند بودن است، گفت: کتاب «داروکان» تلاشی برای ثبت تاریخ، فرهنگ و طبیعت زادگاهم و معرفی آن به ایران و جهان است؛ زیرا معتقدم ادبیات می‌تواند پلی میان انسان‌ها و ابزاری برای حفظ هویت و گفت‌وگو با جهان باشد.

عبدالجبار رئیسی در گفت‌وگو با هفته‌نامه مامن اظهار کرد: مهم‌ترین دستاورد من همین نوشتن است؛ زیرا نوشتن به من احساس زنده بودن، مؤثر بودن و توانمند بودن می‌دهد. من در شرایط سخت و خاصی می‌نویسم و تک‌تک کلماتی که می‌نویسم برایم ارزشمند هستند.

وی افزود: من فقط با فکر خودم نمی‌نویسم، بلکه با قلب و روحم می‌نویسم و همه وجودم را پای نوشتن می‌گذارم. به همین دلیل، هر کتابی که تاکنون منتشر شده برای من ارزش زیادی دارد؛ زیرا بخشی از جریان زندگی من و بازتاب‌دهنده دیدگاه من است.

رئیسی درباره کتاب «داروکان» گفت: از سال‌ها قبل این ایده را داشتم که از زادگاهم بنویسم و آن را به همه ایران و حتی جهان معرفی کنم. معتقدم این کتاب شناسنامه و هویت روستای داروکان است و سه محور اصلی تاریخ، فرهنگ و طبیعت را دنبال می‌کند.

وی ادامه داد: این کتاب نسل‌های امروز را با ریشه‌های خود آشنا می‌کند و روایت‌هایی از مردمانی دارد که در گذشته زندگی می‌کردند؛ همچنین از طبیعت و از زبان طبیعت می‌گوید، اینکه طبیعت ما در گذشته چگونه بوده، امروز چه وضعیتی دارد و برای حفظ آن چه می‌توان انجام داد.

این نویسنده تصریح کرد: روایت‌هایی که از دل گذشته به امروز آمده‌اند، در خود درس‌هایی دارند که اگر مطالعه شوند، می‌توانند چراغ راه ما برای ساختن آینده باشند.

رئیسی با بیان اینکه خود را نویسنده‌ای محدود نمی‌داند، گفت: در نوشتن، بسته به زمان و موضوع انتخاب می‌کنم. هدفم این است که هر کتابی که می‌نویسم پیامی برای خواننده داشته باشد و همیشه تلاش می‌کنم رو به جلو حرکت کنم و هر کتاب از کتاب قبلی بهتر باشد.

وی درباره دل‌نوشته‌های خود نیز اظهار کرد: دل‌نوشته‌ها، با اینکه کمتر دیده شدند، کتاب‌های اولیه من بودند و برایم بسیار ارزشمند هستند. این نوشته‌ها روایتگر تنهایی، درد و رنج و سال‌های سخت زندگی من هستند؛ زمانی که شب‌های طولانی پاییز و زمستان را با اشک و سوزش چشم می‌گذراندم و برای دل خودم می‌نوشتم.

رئیسی افزود: وقتی می‌نوشتم، انگار با یک رفیق صحبت می‌کردم. نوشتن همدم من بود و آن زمان اصلاً فکر نمی‌کردم بخشی از این دل‌نوشته‌ها در آینده به چاپ برسند. از رنج، دلتنگی، تنهایی، خستگی، ناامیدی، امید، عشق، دوست داشتن و فاصله‌ها می‌نوشتم و می‌نویسم.

وی درباره مسیر نوشتن خود گفت: مدت‌ها با استفاده از تایپ صوتی می‌نوشتم و حتی کتاب «مقصد» را که یکی از مهم‌ترین کتاب‌های من است، به همین شکل نوشتم. بعد آن را با کمک خواهرزاده‌ام روی کاغذ پیاده کردیم.

رئیسی ادامه داد: روزی که برای نخستین‌بار توانستم یک جمله را با دست‌های خودم بنویسم، برای من روز بسیار مهمی بود؛ آغاز یک مسیر بود. اینکه می‌توانم با دست‌های خودم بنویسم، حتی فقط با یک انگشت، انگشت اشاره دست چپم، برایم اهمیت زیادی داشت. آن جمله و تاریخ نوشتنش را ثبت کردم.

وی درباره پیوند خود با هنر بیان کرد: در مقطعی از زندگی نقاشی می‌کشیدم و این کار به زندگی من رنگ و روی تازه‌ای بخشید و امیدی تازه از جنس هنر در دلم زنده کرد و بعد شروع به نوشتن کردم. هیچ‌وقت قرار نبود از ابتدا نویسنده شوم یا سراغ نقاشی بروم یا روزی دکلمه کنم؛ مسیر زندگی من را به این سمت کشاند.

این نویسنده با اشاره به تأثیر هنر و ادبیات بر ارتباط میان انسان‌ها گفت: در این مسیر دوستان زیادی پیدا کردم و با آدم‌های مختلفی توانستم ارتباط برقرار کنم. دنیای من بزرگ و بزرگ‌تر شد. هر واژه برای من پلی بود به دنیای بیرون از اتاقم؛ اتاقی که به ندرت می‌توانستم از آن بیرون بروم، اما واژه‌هایم همچون بال پرواز بودند و می‌توانستم با آنها به هر کجا سفر کنم و آدم‌های مختلفی را ببینم.

رئیسی افزود: از نظر من هر واژه راه خودش را پیدا می‌کند و در دلی جای باز می‌کند. من از دل می‌نویسم و نوشته‌هایم به دل می‌نشینند. وقتی از درد و رنج می‌نویسم، آدم‌های زیادی هستند که رنج کشیده‌اند و می‌توانند با نوشته‌های من ارتباط برقرار کنند. وقتی از دلتنگی و عشق می‌نویسم نیز کسانی هستند که این احساسات را تجربه کرده‌اند. این همان ارتباط و همدلی است که ادبیات برقرار می‌کند.

وی درباره دکلمه نیز گفت: هیچ‌وقت یک دکلماتور حرفه‌ای نبودم و نیستم و فقط گاهی برای دل خودم شعر یا متنی کوتاه را دکلمه می‌کنم؛ البته به این حوزه علاقه زیادی دارم. علاقه من به محتوای صوتی نیز از کودکی شکل گرفت؛ از زمانی که در خانه فقط یک رادیو داشتیم و من عاشق گوش دادن به رادیو بودم. سال‌ها بعد، در ابتدای نوجوانی، وقتی با مشکل بینایی مواجه شدم، بیشتر جذب صداها شدم.

رئیسی ادبیات را یکی از مهم‌ترین ابزارهای معرفی ایران دانست و گفت: ادبیات می‌تواند ایران را به ایرانیان و جهان معرفی کند؛ زیرا فرهنگ یک ملت فقط در بناهای تاریخی، آثار باستانی یا کتاب‌های تاریخ خلاصه نمی‌شود، بلکه در داستان‌ها، زبان، خاطرات، شیوه زندگی، رنج‌ها، امیدها و تجربه‌های مردم آن سرزمین زنده است.

وی ادامه داد: ایران سرزمینی با تاریخ و فرهنگ بسیار گسترده است، اما برای معرفی این فرهنگ به نسل امروز و مخاطب خارج از کشور، صرفاً تکرار گذشته کافی نیست. باید بتوانیم ایران را از زاویه زندگی انسان ایرانی روایت کنیم؛ از روستاها و شهرها، ادبیات و موسیقی، آیین‌ها، شخصیت‌ها، تاریخ شفاهی و حتی زندگی روزمره مردم.

این نویسنده گفت: در آثارم تلاش کرده‌ام بخشی از این نگاه را دنبال کنم. برای من ادبیات فقط نوشتن یک داستان نیست؛ فرصتی برای ثبت بخشی از حافظه و هویت انسان‌هاست. کتاب «داروکان» نمونه‌ای از همین نگاه است؛ تلاشی برای اینکه یک منطقه، مردم آن و بخشی از فرهنگ و زندگی محلی در قالب روایت و ادبیات ثبت شود.

رئیسی با اشاره به ظرفیت رسانه‌های صوتی و دیجیتال اظهار کرد: یک داستان امروز می‌تواند فقط روی کاغذ باقی نماند؛ می‌تواند به کتاب صوتی، پادکست، ویدئو، محتوای شبکه‌های اجتماعی و حتی یک پروژه فرهنگی و گردشگری تبدیل شود و مخاطب ایرانی و غیرایرانی پیدا کند.

وی افزود: یکی از برنامه‌هایی که دنبال می‌کنم، پیوند دادن ادبیات با فرهنگ، هنر، تاریخ شفاهی و فضای دیجیتال است. در پروژه مشترکی که با یکی از دوستانم دنبال می‌کنیم و نام آن را «خرس سیاه» گذاشته‌ایم، هدف ما ایجاد یک شبکه فرهنگی و هنری است که از داروکان شروع شود، اما در نهایت بتواند فراتر از یک روستا و حتی فراتر از یک منطقه حرکت کند.

رئیسی ادامه داد: ایده‌هایی مانند کتابخانه و آرشیو، گالری، تولید محتوای فرهنگی و هنری، آموزش و در ادامه گردشگری فرهنگی می‌توانند در این مسیر به هم متصل شوند.

وی با تأکید بر نقش ادبیات در معرفی ایران به جهان گفت: اگر بخواهیم ایران را به جهان معرفی کنیم، نباید فقط درباره ایران صحبت کنیم؛ باید اجازه بدهیم جهان، ایران را از طریق داستان‌های واقعی انسان‌هایش بشناسد. یک خواننده در هر نقطه‌ای از دنیا ممکن است جغرافیای ایران را نشناسد، اما می‌تواند تنهایی، عشق، مادر، مهاجرت، امید، رنج و آرزوهای یک انسان ایرانی را بفهمد.

رئیسی خاطرنشان کرد: از این منظر، ادبیات برای من هم ابزار حفظ هویت است و هم ابزار گفت‌وگو با جهان. آینده‌ای که برای این مسیر تصور می‌کنم، ترکیبی از کتاب، هنر، ادبیات صوتی، روایت تصویری و محتوای دیجیتال است؛ مسیری که بتواند داستان‌ها و فرهنگ‌های کمتر دیده‌شده ایران را ثبت کند و آنها را با زبان و ابزارهای امروز به مخاطبان داخل و خارج از کشور برساند.

وی درباره هدف اصلی خود نیز گفت: برنامه و هدف اصلی من این است که یک شبکه انسانی ایجاد کنم و آن را از روستای داروکان، منطقه، ایران و جهان گسترش بدهم؛ شبکه‌ای حول محور آدم‌هایی که به فرهنگ، هنر، تاریخ و ریشه‌های خود علاقه‌مند هستند و باور دارند با بازگشت به هویت خود می‌توانند زندگی‌شان را بهتر کنند.

رئیسی افزود: همیشه به این موضوع فکر می‌کنم که آیا تاکنون توانسته‌ام ردی از خود به جای بگذارم؛ یک تأثیر مثبت و انسانی، نه صرفاً در یک حوزه خاص مانند ادبیات یا هنر. از نظر من ادبیات، هنر، تولید محتوای فرهنگی و مطالعات روان‌شناسی، همه ابزارهایی هستند برای رسیدن به یک هدف بزرگ‌تر؛ اینکه انسانی باشم که در این جهان توانسته تأثیری ماندگار داشته باشد.

وی در پایان گفت: همیشه این رویا را داشته‌ام که کتابی بنویسم که ماندگار باشد، در دل مردم جهان جای باز کند و تأثیرگذار باشد. حتی اگر این اثر ماندگار به نام خودم ثبت نشود، می‌خواهم آنقدر به آدم‌ها، طبیعت و تمام مخلوقات خداوند عشق بورزم؛ چون این رسالت من است، عشق ورزیدن. قطعاً در این صورت، بعد از من کسی خواهد بود که داستان مرا ادامه دهد تا مسیر سبز من همواره سبز بماند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *